ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

930

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

مىرسانيد تصحيف ( مهنيه مىرسانيد ) باشد ، اگرچه هم در آن كتاب و « طرائق » سلسله‌ئى مخصوص و شعبه‌اى معين از سلاسل و شعب اين فرقه بعنوان مهنيه ( كه مقصود شيخ ابو سعيد ابو الخير مذكور باشد ) به نظر نرسيد . و به‌هرحال ، در « بستان » دربارهء او فرمايد كه : مولانا در ترويج طريقه اخباريين اهتمام تمام مىنمود ، و در رد و قدح مسلك اصوليين جدوجهد ما لا كلام مىفرمود و در ذم و جرح مجتهدين كتب و رسائل بسيار نوشته و بطريق شرح و بسط متوجه مذمت عاملين بذم گشته است ، انتهى . و از آنچه نوشتيم معلوم شد كه وى از ميان تمام فنون و علوم در مذهب أخباريين تعصبى سخت بهم رسانيده ، و با جدى هرچه تمام تربا فرقهء اصوليين بمناقضت و مبارزت برخاست ، و همى در كتب و كلمات خويش آن جماعت را بألفاظ شنيعه ياد مىكرد ، و مخصوصا با سه نفر از عظماء آن طايفه : ( ميرزاى قمى و آقا سيد على كربلائى و شيخ جعفر نجفى ) ضديتى تمام داشت ، و هماره به‌طورىكه در « روضات : 518 » فرموده ، ميرزا و تبعه‌اش را بقاسمه و آقا سيد على و تبعه او را ازارقه مىگفت و شيخ جعفر را - چنان كه هم در « روضات : 518 ش 16 » فرموده - از نسل بنى اميه مىدانست ، و تعبير از او به‌طورىكه هم در آن كتاب ( ص 675 ) نوشته بفقيه مروانيين مىنمود ! و شيخ جعفر هم كه صاحب كتاب « كشف الغطاء » از مبهمات شريعت غراء در فقه است كتابى ديگر تأليف كرده نيز بنام « كشف الغطاء » ( يا كاشف الغطاء ) از معايب ميرزا محمد عدو العلماء ، كه در احوال او ذكر كرديم و در آن كتاب سخت بوى تعقيب نموده و او را - بنقل « روضات : 753 » چنان‌كه در صدر عنوان نوشتيم - از نژاد بنى اميه دانست ! و اين دانستن شيخ او را از نژاد بنى اميه ظاهرا چنين نبوده كه سيادت ظاهرى او را انكار كرده باشد ، بلكه مبنى بر اين بود كه چون بناء بمسطورات كتاب « وحيد بهبهانى : 252 » بنى اميه پس از ظهور بنى عباس در عراق عرب از ترس آن جماعت دو فرقه شدند : يك فرقه بساحل دريا كوچيدند ، و فرقهء ديگر بهند گريخته و خود را بنى هاشمى معرفى نمودند ، انتهى ؛ شيخ جعفر اصلا سيادت سادات هند را انكار كرده با تفصيلى كه در « روضات » در أحوال شيخ جعفر ( ص 153 ) از « كشف الغطاء » او كه در رد حاج ميرزا محمد نوشته نقل كرده ، و در « نقباء البشر 4 : 1582 ش 1998 » در عنوان سيد على بنى حمارى فرمايد كه وى سيادتى را كه نوادگان ميرزا محمد اخبارى براى جدشان ادعاء مىكردند بطور قطع و يقين نفى